عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٥ - مثال موردى كه بين نصيب ورثه و رؤسشان تباين باشد
ترجمه:
فرع
اگر ما ترك را وقتى بر ورثه تقسيم كردند تنها بر يك فريق و دسته كسر لازم آمد قانون اين است كه عدد آنها به نصيبشان را بايد در اصل فريضه ضرب كرد مشروط به اينكه بين عدد و نصيب وفق نباشد مثل اينكه از ميّت پدر و مادر و پنج دختر باقى مانده باشند كه در اينجا نصيب پدر و مادر دو بوده و سهم دختران چهار تا مىباشد پس پنج را بايد در شش كه اصل فريضه است ضرب نمود.
و اگر تقسيم فريضه و ما ترك مستلزم كسر بر بيش از يك فريق باشد قانون اين است كه اعداد را به ملاحظه وفق يا غير آن بيكديگر بايد نسبت داد و آن چه از اين نسبت به دست مىآيد را لازم است در اصل مسئله ضرب نمود.
مثال موردى كه بين نصيب ورثه و رؤسشان تباين باشد
مثال موردى كه بين نصيب ورثه و رؤسشان تباين باشد مانند موردى كه از ميّت زوج و پنج برادر مادرى و هفت تا پدرى باقى مانده كه در اينجا اصل فريضه را از شش حساب مىكنند. سه سهم از آن را به زوج داده و دو سهم به برادران مادرى مىدهند و بين ايندو و وفقى وجود ندارد و به برادران پدرى يك سهم اعطاء مىشود كه در اينجا نيز بين سهم و رؤس وفقى نمىباشد.
بنابراين عدد (٥) را در (٧) ضرب نموده و حاصلضرب آندو عدد (٣٥) مىشود، سپس آن را در اصل فريضه كه عدد (٦) است ضرب كرده حاصلضربش (٢١٠) مىشود از اين عدد تقسيم به ضرورت صحيح انجام مىگيرد پس هركسى كه از اصل فريضه سهمى داشته آن را سى و پنج برابر اخذ مىكند لذا از اصل فريضه كه شش بود به زوج سه سهم مىدادند اكنون حاصلضرب (٣) در (٣٥) كه (١٠٥) باشد را به وى مىدهند و به اقرباى پنجگانه مادرى دو سهم مىدادند ولى حالا حاصلضرب (٢) در (٣٥) كه (٧٠) باشد را به ايشان مىدهند كه به هركدام از آنها (١٤) سهم كه خمس هفتاد است مىرسد و به اقرباى پدرى قبلا از اصل مال يك سهم داده مىشد ولى اكنون حاصلضرب آن در (٣٥) كه همان (٣٥) باشد را مىدهند كه به هركدام (٥) سهم يعنى سبع سى و پنج مىرسد.